عبدالله مستوفى

348

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

و تمرد بوده ، منتهاى متانت را بخرج داده ، و براى جلوگيرى از جنگ داخلى ، آنچه مجاهدت داشته به عمل آورده ، و مع الوصف نتيجه نگرفته است . اما سردار سپه ، با اينكه خوب ميفهميد كه قوام السلطنه بهانه ، و مقصود اصلى كلنل آمدن بتهران و برهم زدن اقتداريست كه براى او حاصل شده است ، كمال حوصله و درونه را بخرج داده ، و هيچ خود را با اين مقصود اصلى كلنل آشنا نكرده و مثل يكنفر وزير جنگ قانونى رفتار نموده ، همين كه هيئت دولت بمبارزه و مقابله و كندن ريشهء فساد تصميم گرفت حسين آقا خان خزاعى را با عده‌اى در حدود چهار هزار نفر مأمور خراسان نمود . قوام السلطنه هم ، بنوبت خود به تمام روسا و سركردگان سواران محلى كه در مدت سه سال ايالتش در خراسان ، بر احوال و نيروى جنگى آنها به خوبى سابقه داشت ، دستورهائى راجع بشروع حمله بقواى كلنل فرستاد . هنوز قواى فرستاده از مركز جز در سبزوار وارد خط جنگ نشده بودند كه برحسب تصادف ، كلنل با عدهء نه چندان زيادى ، در نادر تپه نزديك قوچان ، از طرف قواى چريكى محصور گشته و كشته شد و غائلهء خراسان ختم گرديد و رئيس الوزراء اين خبر را در 12 ميزان 1300 بوسيله بيانيهء خود به اطلاع عموم رساند ! ختم غائلهء خراسان ، اگرچه بطور تصادف اتفاق افتاد ، ولى كار بزرگى بود كه باعث دوام كابينهء قوام السلطنه گرديد و در نزد اشخاص متفرقه كه نظرى بچگونگى وقوع قضايا نداشته ، و بيشتر متوجه نتيجهء امر و قلع و قمع ياغيگيرى هستند ، استقلال جنگى دولت بخصوص و كارآمدى سردار سپه را جلوهء زيادترى بخشيد ، و مجلس را در مشروعات دولت بخصوص راجع بمصارف قشون ، بيشتر همراه كرد . همان وكلائى كه براى ختم غائلهء خراسان ، تا ديروز بفكر افكندن كابينه بودند ، هواخواه آن شده ، بر عدهء اكثريت ، كه در مجلس طرفدار قوام السلطنه بود ، افزود و اضداد او را در مجلس مجبور بسكوت نمود . عدهء نيروى امنيه در خراسان به پنج شش هزار نفر ميرسيد . قوام السلطنه هم در اوقات ايالت خود اين نيرو را از حيث اسلحه و مهمات بىنياز كرده ، افسران زيردست كلنل محمد تقيخان هم جوانان جدى ورزيده ، و برئيس خود وفادار بودند . قلع‌وقمع اين نيرو ، لامحاله قوه‌اى معادل يك برابر و نيم آن و چندين ماه زد و خورد لازم داشت با اوضاع گيلان و آذربايجان ، فراهم كردن نيروئى كه از سه طرف در مغرب با كردها ، و در مشرق با كلنل ، و در شمال با جنگلىها ، بتواند مقابله و با هر پيش‌آمدى مقاومت كند ، كار آسانى نبود و ختم اين غائله ، آن هم با اين سهولت يكى از چند صد فقره خوشبختى هاى سردار سپه بشمار مىآيد . زيرا ، اگر براى اين چهار هزار نفرى كه بمقابله با قواى كلنل رفته بودند ، شكستى حاصل ميشد ، در تهران كه قوهء موجود را به مازندران و گيلان و آذربايجان فرستاده بودند ، ديگر قوهء بيكارى كه بجانب خراسان بفرستد وجود نداشت و خبر اين شكست كه بساير جبهه‌ها ميرسيد باقى قواى جديد التأسيس سردار سپه هم دست و دلشان سرد شده ، و در همه‌جا مغلوب ميشدند . در اين صورت ، افتادن كابينه و رفتن سردار سپه و جانشينى كلنل محمد تقيخان بجاى او نتيجهء ناگزير آن ميشد .